شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

289

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

سلام من بر تو باد ! 32 ، 89 - به درستى كه طريق من به سوى تو اى مادر من طريق كسى است كه گذشته است از پيشينيان تو و كسى « 85 » كه بعد از من مىماند از عقب روان خواهد بود . روزهاست « 86 » كه يكى مىرود و ديگرى از عقب آن متصل به آن روانست . 32 ، 90 - تأسف من بر دنيا به جهت آنكه عاريت است بر اهلش ، به او عبرت گير از دنيا ، به سبب آن چيزى كه شناختى از پادشاهت فيلفس كه هيچ طريقى نيافت كه با تو همگى به سر برد ، و بر فوت من لجاج « 87 » و تأكيد در تأسف منماى ، لباس صبر و شكيبائى را در بر كن ، و جزع مكن و غم را از دل خود بيرون كن ، و با مصيبت‌زدگان آرام گير . به درستى كه هر كرا مصيبت رسيده باشد يارى مىدهد « 88 » در كار تو ، تا آنكه بگذرى تو به حال خود ، بدرستى كه حالى كه به آن رجوع مىنمايم بهتر است و بروح‌تر ، از حالى كه الحال در آن هستم . پس نيكويى كن بر من و بر خود به قبول كردن نصيحت‌ها كه در عزا مذكور مىگردد . 32 ، 91 - و السلام على من اتبع الهدى . و امر كرد كه هر دو كتابت را مهر نمايند و فرستند پيش مادر او پنهانى « 89 » . 32 ، 92 - ابتداى بيمارى او در قومس بود و در شهرزور اشتداد پيدا كرد ، و در روستقباذ فوت شد . وصيت كرد كه بدن او را كفن بپوشانند ، و در تابوتى از طلا نهند ، و به اسكندريه نقل كنند ، و در آنجا دفن نمايند [ 79 - ب ] . 32 ، 93 - پس به مقتضاى وصيت او همچنين كردند . عظما و حكما و

--> ( 85 ) - د : پيشينيان و بود كسى . ( 86 ) - اساس : بود و مثل روزها . د : بود و مثل ماهها روزها . ( 87 ) - د : الحاح . ( 88 ) - د : مىدهد مرا . ( 89 ) - د : مادر پنهانى .